چسبی به نام زخم

کتاب های من   ۱- چسبی به نام زخم     ۲- طهران، خیابان جمهوری  ۳- ساراییسم   ۴- چهار / بیست و یک   ۵- غزل روزگار ما


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 12:28

ما به خاطر ادبیات زنده ایم اما شاید نباید زتدگی کرد



نمایشگاه امسال با تمام تلخی ها و شادی هایش گذشت. تلخی هایی که باعث شد تا برخی از دوستان شاعرم از همیشه تنهاتر شوند و برخی دیگر...

( جُرمش این بود که اسرار هویدا می کرد )

بگذریم اما مگر می شود


از همه عزیزانی که با محبت هایشان شرمنده ام کردند تشکر می کنم.


در پست های بعدی دو نامه به  دوستان شاعرم ( دکتر حامد ابراهیم پور ـ دکتر سید مهدی موسوی ) خواهم نوشت و درد های نگفتنی که برای آنها در  نمایشگاه امسال  اتفاق  افتاد را خواهم گفت.




مجموعه غزل روزگار ما (دهه هشتاد) هم منتشر شد و در نمایشگاه امسال بیش از 850 نسخه آن به فروش رسید.



چند نکته درباره کتاب:


1ـ هر چند تقصیر را به گردن دیگران از رُسومات ایرانیان است اما بنده آن را به جان می خرم و از این طریق از این عزیزانی که شعر هایشان با غلط در مجموعه به چاپ رسید عُذرخواهی می کنم.


2 ـ جلد دوم غزل روزگار ما هم تا آخر امسال منتشر خواهد شد.



دوست شاعر و منتقدم دکتر فتانه صانعی مطلبی برکتاب غزل روزگار ما نوشته که خواندنش خالی از لطف نیست.




نقد غزل روزگار ما


اردیبهشت ماه گل است ولی برای اهالی کتاب، فصلی از شکوفایی علم، هنر و دستاوردهای اندیشة رو به به تکامل بشری است. و در این بین "هنر و مقولة هنر" -بخاطر قرابتِ نظری و بصری با بهار در این همراهی - بیشتر دیده  می شود.

غزلِ روزگار ما، یا گزیده غزل های دهه هشتاد، امسال در حالی در نمایشگاه کتاب عرضه شد، که نشر جمهوری و انتشارات فصل پنجم به ترتیب آن را به نشر و پخش رساندند. به بهانة چاپ این کتاب، که به انتخاب سید احمد حسینی صورت گرفته نگاهی هر چند اجمالی به مقولة غزل دهة هشتاد و گزیده های آن خواهیم داشت.

سید احمد حسینی، شاعر جوان و توانای روزگار ماست، او که خود صاحب چند دفتر شعر به چاپ رسیده و یا در حالِ چاپ است، طی فراخوانی از شاعران جوان خواست تا آثار خود را به وبلاگ وی ارسال کنند.

فرض بر این است که شاعر بهترین منتقد خویش است و طبعاً بهترین اثر از دید خود را معرفی خواهد کرد. شاید آقای حسینی بنا به دسترسی نداشتن به شاعران، خود دست به انتخاب بهترین شعر شاعران از دفترهای چاپ شده آنها نموده است و یا به سبب حضور فعال جلسات شعر،‌ از اقبال و توجه دیگران نسبت به بعضی اشعار آن ها را در این مجموعه گرد آورده است.

با این فرض بر آنیم تا نگاهی به هویتِ غزل دهه هشتاد داشته باشیم.

 اصولاً مرز بندی زمانی برای اتفاقی مثل هنر چندان محدوده سازی قابل اعتمادی نیست.این مسئله زمانی بیشتر نمود دارد که بدانیم جامعة ما در سه دهة اخیر دستخوش تغییرات آرمانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، بسیاری بوده است. روانی روان و سیالیت روح هنرمند آنهم از نوع شاعر ایجاب می کند تا تغییرات را در دامنة بیشتری از حساسیتِ فکر و اندیشه جا می دهد.

نسلی که وامدار ثانویه و نه راوی اولیة جنگ است باید از شعر دفاع مقدس در کودکی به شعر « سرگردانی » در جوانی گذر است. از زبانِ استعاره ی « نفرین بر آدمکشی » به زبان کنایی « مرا دریابید » برسد؛ و سعی کند از امروز بگوید.

اینکه در این رهگذار به هیچ استادی تأسی نمی کند، به کنار،

این که باید وارث آرمان ها باشد، درست

این که دوران می و معشوق به سر آمده است، قبول

ولی وی به جای گفتن از امروز فقط تقلی می کند امروزی بگوید تا آن جا که هر چه خیابان و آسمان خراش و گِلِه های محاوره ای است می آید و به جای قافیه می نشیند. آن چنان که بخصوص از نیمه دوم دهه هشتاد زبان مورد قبول برای آنان، زبان امروزی است.

کهن گفتن نه فضیلت است و نه مورد قبول ولی گاهی به بهای امروزی گفتن به ساده گویی رسیدن شعر را از راز و رمز و تخیل که لازمه ی شعر بودن شعر است،‌ خارج می کند.

"امروزی شعر گفتن " با "از امروز شعر گفتن" جایی که صحبت از محتوای شعر است چندان مغایر به نظر نمی آید ولی از نظر ساختار و کاربرد واژه بسیار متفاوت است.

معلوم نیست شاعر جوان امروز، در شعر و محتوای آن  - بخصوص به چه کسی و یا چه مکتبی تأسی می کند. گاهی آنقدر درگیر حل مسائل سطحی است که فرصت تماشا و تعقل در عمق را از دست می دهد. و گاهی تا یک متفکر فیلسوف دنیا دیده پیش می رود. شاید این نوع شعر گفتن در ابتدا، به خاطر ایجاد موج و نو بودن جذاب باشد، ولی این که تا چه میزان ادبی است و یا به پیشبرد فرهنگ و ماندگاری خود کمک می کند جای گفتگو است.

زبان معیار هر جامعه به شدت از اوضاع اجتماعی و سیاسی و حتی اقتصادی بهره می جوید ولی در این تلاطم تغییرات، شاعر به شعر باید به عنوان یک رسالت نگاه کند و سکان حرف و واژه و ادب را در این امواج پرچین و شکن رها نکند.

کاربرد کلمات و واژه هایی که زندگی امروز را به تصویر می کشد در ترانه ها جایگاه بهتر و محکم تری دارند تا در شعر.

ولی نه تنها ساده گویی پای اقلام و ابزار را به شعر باز کرده بلکه آوردن ردیف هایی با عبارات روزمره معیاری برای " شعرِ امروزی گفتن است"

درگیری شاعر با خود، از عمده ترین موضوعات مطرح شده در این " گزیده" است. چنان که در ابتدا آمد، این گزیده چه به اتفاق (تصادف) یا به اتفاق (همراهی شاعران) جمع آوری شده باشد آیینة حالا تمام نما نه، ولی "اکثریت" نمای غزل دهه ی هشتاد است. آثار شاعرانی که شاید نسل پیش آنها را به حال خود واگذاشتند تا امروز این گونه غزل بگویند و شاید نسل پیش آنها را در فرهنگسراها و جلساتِ ادبی تا نیمة راه پیش بردند و بعد از آنکه شاعرانِ جوان تحت تأثیرِ جریانات اجتماعی،‌ اعلام استقلال کردنداز آنها برائت جستند.

شاعران نسل پیش در کارنامه ی خود عنوان های تأثیر گذار و برجسته دارند در حالی که به نظر می رسد در این چند سال اخیر جای چاپ و ارائه آثارشان خالی است.

نگارنده امروز اگر از شعر حظی می برد به خاطر شاگردیِ استادانی است که بزرگیشان نه فقط به خاطر پیش کسوتی است بلکه آنها شاعرانی شجاع، و شجاعانی شاعر بودند که انقلاب، جنگ، صلح و آرمان خواهی را دیدند و هرگز ورشکسته نشدند.

بی گمان نسل امروزِ شعر وامدار نسل پیش از خود است. آن چنان که در علم و هنر همیشه چنین بوده و غزل امروز را نباید تنها به مدرسه فرستاد. اگر امروز او خود را فارغ التحصیل دانشگاه می داند، آگاه باشد پایان نامه اش را شاعرانی چون مرحوم قیصر امین پور، حسن حسینی، علی معلم، شهرام مقدسی، محمد علی بهمنی و بسیاری دیگر که ذهن و مجال یاری نمی کند باید امضاء کنند.

و حال در مورد این مجموعه: چیدمان اشعار نه بر اساس تاریخ سرایش است و نه موضوعی است. ترتیب اشعار شاعران بر اساس حروف الفبای نامشان آمده است. معلوم است این رویه نمی تواند فراز و فرود شعر را از ابتدای دهه تا انتها بیان کند و سال تولد شاعران هم به خواننده کمکی نمی کند.

با نگاهی به این مجموعه می توان دید زبان شعر در این دهه از نظر ساختارِ ارکان جمله بهبود پیدا کرده است. و کمتر با حذف روبروییم.

دیگر آنکه ابیات موقوف المعانی به وفور در اشعار این مجموعه دیده می شود ( البته اکثراً با حرف ربط!)

تصاویر مخیل نیستند و بیشتر انحصاری اند و اگر مثلاً خلخال، انتزاعی از پیرایة زنی دارد صرفاً در دایره ی دیدِ شاعر معنا پیدا می کند و نه بیشتر.

" واژه در کاربرد معنا می یابد" این سخن وینگنشتاین شاید راه ایهام را بر شاعران ببندد ولی از طرفی شاعرِ امروزی با توجه به این نظریه می تواند واژه های بیشماری را به کار بگیرد تا یک معنای بخصوص را از آن به نمایش بگذارد و "این" را در غالب آثارِ دهه ی هشتادی ها می بینیم؛ ("شلیته" 1 نمادِ افکارِ سنتی و متعصبانه می شود و "دست های افتاده" 2 نمادِ حضرتِ عباس؛) و این در حالی است که گنجاندن این واژه ها در شعرِ جوانِ امروز یا " شعرِ جوانِ امروزی"، کار ساده ای نیست.

بحث در این است که آیا این ترفند ها آثاری ادبی می سازند یا نه؟ چون بی گمان، شاعر، فقط برای دلِ خودش شعر نمی گوید او موظف است  - به حکم هنرمند بودن آنهایی که از شعر لذت می برند را در حد بضاعت خود به حظ برساند و اگر چنین نکند کفران نعمت کرده است؛ ("نعمت قریحه ی شاعری").

امروز شعر دغدغه ی اصلی کسی نیست، شاید در هیچ برهه ای شعر (در معنای واقعی کلمه) آب و نان برای شاعر نداشته است ولی پرداختن به شعر به عنوان امری فرهنگی و هنری در نظر بوده است.

حالا در روزگاری که کار فرهنگی و هنری نه اجرِ مادی دارد و نه اجرِ معنوی و هیچ برنامه ی مدونی برای راهبرد هنر در سال های آتی نیست و معدود افرادی فرق سلیقه و هنر واقعی را می دانند، چگونه به شاعر باید گفت شعر بگو، درست شعر بگو، ماندگار شعر بگو، شعر مرا بگو و هزار امر و نهی دیگر!

آن چه که تنها می توان به آن پرداخت این است: شعرت را هم برای امروز و هم برای فردا بگو.

علی ایحال خواندنِ کتابِ گزیدة غزلِ هشتاد فرصتی است برای شاعران، شعر دوستان، محققان و حتی جامعه شناسان تا با خوانشِ اشعارِ این دهه از دغدغة انسانِ امروزِ ایران پرده برداری کنند.

این مجموعه را به عنوان نقدِ نه فقط شاعران آن بلکه متولیان پیدایشِ صحنه ها و تصویرهای آن باید خواند در عصری که شاعران درباری نیستند، پنداری در دهکده ی جهانی زندگی می کنند، از آزادیِ بیانِ درونی بهره مندند، نه قصّه و روایت، که درد را می نویسند باید کمی کوتاه آمد!



 



1. شیما شاهسواران احمدی

2 . آمنه دولت آبادی

سه شنبه 22 فروردین ماه سال 1391 ساعت 14:52

چهار ـ بیست و یک

باید مطلقن مدرن بود





 

سلام نام یک پرنده است

 

مجموعه شعر چهار ـ بیست و یک

برگردان به ایتالیایی: زویا ابراهیمی

ناشر: شانی

قیمت: 2800 تومان

 

این کتاب را از ما بخواهید:

 

۱- خیابان  کریم خان زند - نبش میرزای شیرازی - نشر چشمه تلفن : ۸۸۹۰۷۷۶۶ 

۲- خیابان دکتر شریعتی - نرسیده به خیابان دولت - نشر جمهوری

۳- خیابان انقلاب - روبروی دانشگاه تهران - پاساژ فروزنده - پلاک 212 ـ  

فروشگاه خانه شاعران  

۴- خیابان انقلاب - خیابان قدس - نبش بزرگمهر - کافه پیاده رو 

۵- میدان هفت تیر - خیابان خردمند جنوبی - کافه هفت   

۶- سه راه تهرانپارس ـ شهر کتاب شرق

 

 

خبرها

 

 

1 ـ نگذار نقشه ­ها وطنم را عوض کنند حامد ابراهیم پور (غزل فرافـُرم) و هم چنین

حتی پلاک خانه را... سید مهدی موسوی (غزل پست ­مدرن) منتشر شد.

به همه علاقه­ مندان شعر امروز ایران توصیه می­ کنم حتمن این مجموعه­ ها را بخوانند.

2 ـ چاپ دوم مجموعه غزل ساراییسم و چسبی به نام زخم  توسط نشر فصل پنجم به بازار آمد.

3 ـ گزیده غزل دهه هشتاد با عنوان ـ غزل روزگار ما و گزیده رباعی امروز ایران با عنوان سه بعلاوه یک توسط نشر جمهوری منتشر شد.

4 ـ مجموعه صوتی غزل­ هایم نیز با عنوان سعادت ­آباد نیز توسط نشر فصل پنجم منتشر شد. 

 

5 ـ نمایشگاه امسال در غرفه فصل پنجم ( شبستان - نبش راهروی ۲۳ - غرفه ۲۳ )  

 

منتظر دیدار دوستان هستم.

  

۶ ـ همچنین کتاب هایم در غرفه انجمن شاعران ایران ( شبستان راهروی ۸ - غرفه ۵ ) نیز موجود می باشد.

۷ ـ برای تهیه کتاب های غزل روزگار ما ( گزیده غزل دهه هشتاد ) و سه بعلاوه یک ( گزیده رباعی امروز ایران ) می توانید به غرفه نشر جمهوری ( شبستان - نبش راهروی ۱۰ - انتشارات جمهوری) مراجعه فرمایید.

پنجشنبه 3 آذر ماه سال 1390 ساعت 17:52

معرفی کتاب ساراییسم

 

 

مرگ به عنوان زندگی

تنها در مدرن شدن زندگی معنا دارد  

نه در زندگیِ مدرن...

 



مجموعه غزل ساراییسم سید احمد حسینی 


 

سلام نام یک پرنده است

مجموعه غزل ساراییسم منتشر شد.

 این کتاب را از ما بخواهید:

۱- خیابان  کریم خان زند - نبش میرزای شیرازی - نشر چشمه تلفن : ۸۸۹۰۷۷۶۶ 

۲- خیابان دکتر شریعتی - نرسیده به خیابان دولت - نشر جمهوری تلفن : ۲۲۶۰۲۵۵۵  

۳- خیابان انقلاب - روبروی دانشگاه تهران - پاساژ فروزنده - پلاک 212 ـ  

فروشگاه خانه شاعران  

۴- خیابان انقلاب - خیابان قدس - نبش بزرگمهر - کافه پیاده رو 

۵- میدان هفت تیر - خیابان خردمند جنوبی - کافه هفت   

۶- سه راه تهرانپارس ـ شهر کتاب شرق

۷- خیابان دماوند - جنب بیمارستان بوعلی - کتاب فروشی ولی عصر

و

میدان انقلاب ـ خیابان گارکر جنوبی ـ کوچه مهدی زاده ـ پلاک 4 ـ  واحد 10

انتشارات فصل پنجم   66909847




 



شنبه 12 شهریور ماه سال 1390 ساعت 13:11

بررسی شعر امروز ایران

 

 

 

                       

 

 

   

 

شعر امروز ایران

نگاهی به مجموعه غزل دروغ های مقدّس - حامد ابراهیم پور   

 

آری، من در این جهان خاکی لب هایم را

می جنبانم و دروغ می گویم.

اما آن چه می گویم، در آینده

ورد زبان بچه های مدرسه خواهد شد.  

اوسیپ ماندلشتام  

 

دروغ های مقدّس نام مجموعه شعری ست،که شاعر آن (حامد ابراهیم پور) را این روزها با عنوان غزل فرافرم می شناسیم. ابراهیم پور شاعری ست لبریز از عناصر شاعرانه و خلاق – شاید این جمله در ابتدا کمی اغراق آمیز به ذهن بیاید، اما وقتی با شعرهای او مواجه شوید در می یابید این جمله شاید بخشی از توانایی های او باشد.

او با چاپ دروغ های مقدس کوشید تا به نیازهای مخاطب شعر این روزگار پاسخ بدهد.

غزلی که به گفته ی خودش: روایت خطی و ساختار ساده شعر دهه هفتاد را زیر پا گذاشت و از سد باید و نبایدهای مرسوم  آن گذشت.غزلی که پیوندی میان ادبیات و سایر هنرها (به ویژه سینما) برقرارمی کند.

ابراهیم پور با استفاده از تکنیک ها وعناصر سینمایی چنان مخاطب را غافگیر

می کند، که به نوعی حس همزاد پنداری با شخصیت شعر او برقرار می کند.  

 

تغیر روایت   

 

یکی از تکنیک هایی که ابراهیم پور در دوروغ های مقدس از آن بهره فراوان برده تغیر روایت است.

او در شعر« روایت » چنان روایت شعر را دست خوش تغیر قرار می دهد که خواننده اثر را با شوکی آنی مواجه می کند.

در شعر « جنس دوم » همین تکنیک به خوبی اجرا می شود.

در بخش اول راوی (نوه) شهر را روایت می کند و مشاهده هایش را از شخصیت پدربزرگ که نقال است به مخاطب انتقال می دهد، اما در بخش دوم روایت شکسته می شود و ما شعررا از زبان مادربزرگ می شنویم.

در بخش سوم شاعر با آوردن مصرع  ـــ  پلان بعد: به ده سال بعد برگردیم ـــ

فضا و زمان شعر را عوض می کند و در پایان بندی اثر با آوردن یک بیت از زبان مادربزرگ شعر را تمام می کند.

این تیزهوشی های ابراهیم پورحاکی از آن است که او می خواهد مخاطب را شعرهایش شریک کند.

به عبارتی او در هنگام سرایش اثر به مخاطب خود نیز فکر می کند و نمی خواهد متکلم وحده باشد. این تکنیک در اکثر شعرهای مجموعه به وضوح یافت می شود.  

 

تغیر قالب  

 

ویژگی دیگر شعرهای مجموعه دروغ های مقدس تغیر قالب است. گاه ابراهیم پور از غزل به مثنوی می رود و باز به غزل بر می گردد. گاهی از غزلی به غزلی دیگر با قافیه و ردیف متفاوت کوچ می کند و در انتها به همان غزل ابتدایی باز می گردد.

با تغیر قالب ـ روایت ـ زبان و ساختار شعر نیز تغیر می کند و این رفتارهای شاعرانه بیانگر آن است که او غزل ـ عناصرو ظرفیت های غزل این روزگار را خوب می شناسد.

همین شناخت و آگاهی ست که غزل های او را نسبت به غزل های دیگر هم نسلان او متمایز کرده است.  

 

سینما  

 

یکی دیگر از ویژگی های غزل های اواستفاده ازتکنیک ها و ظرافت های سینماست. استفاده از ظرفیتی که تا قبل از آن با این ظرافت در غزل به کار نرفته بود.

مجموعه دروغ های مقدس شعرهایی را در خود جای داده استکه مخاطب بعد از خواندن آن ها احساس می کند یک فیلم سینمایی دیده است.

شناخت او از سینما به او کمک کرده تا به خوبی ازاین پتانسیل ها استفاده کند.  

 

و آخر 

 

 

استفاده از وزن های نامتعارف و کم کاربرد ـ قافیه های دور از ذهن و کوبنده از دیگر ویژگی های شعری اوست.  

 

از ابراهیم پور تا کنون 5 مجموعه شعر منتشر شده است.  

 

یک مرد بی ستاره آبانی / 1378 / نشر تهران صدا

اعترافات یک پیامبر / 1382 / نشر تهران صدا

دروغ های مقدس / 1387 / نشر پرنده

بوسه های زن شهریور/ آلمانی /ترجمه حسین منصوری (پسر خوانده فروغ)مرده ها خواب نمی بینند / 1388 /  نشر گردون / برلین  

 

برای حامد ابراهیم پور عزیز و غزل های نابش بهترین ها را آرزومندم. 

  

سید احمد حسینی

طهران

هزار و سیصد و نود

 

  

چند شعر از مجموعه  

روایت   

 

و پرده خوانی می کرد مجلس حُر را

هجوم مردم پر کرده بود چادر را

پدربزرگ به اینجا رسیده بود که باد

به حر رسید و رسانید بانگ «...َینصُر...» را

پدربزرگ دراینجای قصه می خندید !

*

کسی در آن طرف شهر اسب را هی کرد

کشید از سر مادربزرگ چادر را …

فلش بک است : به ده سال پیش برگشتیم

نمی شناخت کسی ربط نان و آجر را

پدربزرگ به لبخند داس عادت داشت

نمی شناخت اگر گریه­ی ترکتور را

بنا نبود که تنها شود ، غریب شود

روا نبود که ریحانه نانجیب شود ....

*

پدربزرگت لبخند دلپسند نداشت

قد بلند ؟ نه جانم ! قد بلند نداشت

برای دنیا یک اتفاق عادی بود

برای عالم یک آدم زیادی بود

قرار بود که سرباز ساده ای باشد

همیشه مهره­ی بی استفاده ای باشد

که روزی اش را از دست دیگری بخورد

ذلیل باشد ویک عمر تو سری بخورد

دلش به بارش آبان و فرودین خوش بود

دلش به بذر ، به یک تکه از زمین خوش بود

زمین تکید ، زمین تنگ شد ، زمین خشکید

سر نمازش ایاک نستعین خشکید

کلافه بود ، غم زندگی وبالش بود

به شهر آمد ، ریحانه پنج سالش بود ....

*

پلان بعد : به ده سال بعد برگردیم

نمی شناخت کسی فرق نان و آجر را

نخواست چون پدران خدا بیامرزش

صبور باشد وپنهان کند تنفر را

لباس ایل به تن کرد و با ادب بوسید

دوباره شانه ی پیر تفنگ سرپر را

و رفت تا که به یاد زمین پربارش

درو کند دو سه قزاق پر تبختر را

اگر که شیر نشد ، گرگ های همراهش

اگر که شاه نشد چند تا سناتور را

غریو تیرش در خواب شهر می پیچید

و نعره  میزد «الهاکمُ التکاثُر...» را ...

*

عقاب پیر به این آشیانه بازنگشت

پدربزرگت دیگر به خانه بازنگشت ...   

 

جنس دوّم  

 

1) 

زیاد خواست ...و راه بهشت را گم کرد

مرا نشاند کنار خودش ، تبسّم کرد

مرا به نام خودم ، نه ! به اسم آدم خواند

و خوشه های تنش را شبیه گندم کر د

مرا فشرد به آغوش و شکل آتش شد

مرا گرفت در آغوش و رنگ هیزم کرد . . . 

2 :

و بعد حضرت آدم از آسمان افتاد

شبیه نقطه که از متن داستان افتاد

نگاه کرد : ملائک سری تکان دادند

نگاه کرد... و از دوش کهکشان افتاد

فرشته ای شد و بالش در آسمان جا ماند

پرنده ای شد و در خواب از آشیان افتاد

چو یک ستاره که نورش در آسمان حل شد

چو یک درخت که از چشم باغبان افتاد

سقوط کرد ـ از آن گوشه ی جهان رد شد ـ

هبوط کرد ـ به این گوشه ی جهان افتاد ـ

زمین : شبیه لباسی که تار و پودش رفت

زمین : شبیه غذایی که از دهان افتاد ! 

3 :

زیاد خواست ، مسیر درست را گم کرد

مرا کنار تو در آسمان تجسّم کرد

که انتقام بگیرم ازو که نوع مرا

از استخوان تو آورد و جنس دوّم کرد !  

  

داش آکل   

 

نشست گوشه­ی در ، بند کفش را شل کرد

کمی مردد شد ، لحظه ای تأمل کرد

سپس شنید صدای تو را : - بفرمایید

تو آمدی بیرون ، دستپاچه شد ، هوُل کرد !

قرار بود بگوید که دوستت دارد

قرار بود بگوید ....خجالتش گل کرد !

و بعد شهر شب و اشک های داش آکل ....

تمام کوچه به جشنت شدند مهمان و

تمام شهر برای شما چراغان و

نشسته ای – سبدی گل ، میان تور سپید –

کنار آیینه و شمعدان و قرآن و

کنار دست تو با چشم خیس می خندد

سرش به برف نشسته ست چون زمستان و

مچاله از سلول اتاق بیرون زد

و کوچه ها که شبیه حیاط زندان و

هوای مضطرب نیمه های آبان بود

چه دیر می گذرد عصرهای آبان و

لقد خلقنا الانسان فی کبد می خواند

مگر تمام شود رنج های انسان و

اگر بناست که داش آکل کسی باشی

چه فرق دارد شیراز یا که تهران و

برای مرگ نیازی به کاک رستم نیست

فقط ندیدن لبخندهای مرجان و

حضور قاطع غم کافی است تا بروی

اسیر مرگ شوی گوشه­ی خیابان و

بعید نیست خودت قاتل خودت باشی !

کشان کشان آمد تا به خانه­ی تو رسید

کشان کشان آمد ، درد را تحمل کرد

تو آمدی بیرون : گونه هاش قرمز شد

تو آمدی ، خونش روی خاک قُل قُل کرد

نیاز داشت بگوید که دوستت دارد

نیاز داشت بگوید .... خجالتش گل کرد !

 

 

شنبه 7 خرداد ماه سال 1390 ساعت 14:32

با معذرت از عشق...

  

  

 سلام نام یک پرنده است

 

  

 

 اول  

 

  با احترام به دوست عزیزم حامد ابراهیم پور برای چاپ مجموعه   مرده ها خواب نمی بینند  

 

  

 هم چنین به دوست عزیزم داریوش معمار برای مجموعه شعر     اسطبل

    

 دوم   

 

  این روزها درگیر انجام مراحل چاپ دوم کتاب چسبی به نام زخم، تدوین و  جمع آوری سه کتاب  

 

  

  ( گزیده غزل دهه هشتاد - گزیده رباعی امروز ایران با عنوان 

 

   هیچ کس پشت هیچ ابری نیست - گزیده شعر حامد ابراهیم پور با عنوان 

 

    من هنوز بی اجازه شاعرم )  و همین طور  اصلاحات آخر دو  مجموعه شعر جدیدم با  

 

   عنوان سارائیسم  (مجموعه غزل) و  چهار/ بیست و یک  ( یک شعر بلند ) هستم  که تا  

 

   آخر تابستان به دست چاپ می سپارم.

   

  

 سوم 

  

 به زودی  کارگاه نقد ادبی و ساختار زبان شناسی در شعر از هفته ی آینده در 

  

 خانه فرهنگ دروس به آدرس :پاسداران،جنب برج سپید، نبش نیستان ششم  برگزار خواهم کرد.

 

  جهت ثبت نام و سوال می توانید با تلفن تماس بگیرید:   ۰۲۱-۲۲۵۳۲۰۲۰ 

  

  

 چهارم  

 

 

 جشن رونمایی کتاب طهران - خیابان جمهوری در فرهنگ سرای ابن سینا واقع در  

 

  

 شهرک غرب برگزار خواهد شد ؛ منتظرتان هستم. 

 

  

 سه شنبه ۲۴خرداد ساعت ۱۷

 

  

 

 و آخر... 

 

 چهار شنبه هر هفته جلسه شعر خوانی با حضور شاعران مطرح کشو ر  برگزار خواهد شد. 

 

 

 زمان : ۱۷ الی ۱۹

 

 مکان: پاسداران،جنب برج سپید، نبش نیستان ششم خانه فرهنگ دروس 

 

1 2 3 4 >>